قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2206
تاريخ الفي ( فارسى )
مهمّات روح مىپرداخت . آخر الأمر ، نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم آل سلجوق وزيد و سباشى با معدودى چند به جانب هرات گريخت و چندان اموال و اسلحه و اسبان تازى به دست تركمانان افتاد كه محاسب وهم از شمارهء عشرى از معشار « 1 » و اندكى از بسيار آن عاجز بود . و اميران در اين فتح كان يسار و بحر استظهار گشتند و اكثر خزاين غزنويّه به ايشان رسيد و علم دولت ايشان مرتفع شد . و ايشان با وجود اين مكنت و قدرت ، عفو گناه را شعار خود ساخته « 2 » لشكر مقهور را امان دادند و تركمانان را نگذاشتند كه گريختگان را تعاقب نمايند . و مظفّر و منصور به جانب مرو مراجعت نموده فتحنامهها به اطراف و جوانب فرستاده دوستان خود را از آن حال اعلام نمودند . و چون در آن وقت دار الملك نيشابور بود ، امير طغرل بيگ در مقام تسخير آن بلده شده ابراهيم بيگ را با دويست نفر به نيشابور فرستاده اهالى آن ديار را پيغام داد كه : اگر ايشان در مقام اطاعت و انقياد آمده خطبه به نام ما بخوانند و تو را در شهر جاى دهند فهو المراد ، و الّا آمادهء حرب شوند كه اينك افواج قاهرهء ما متعاقب مىرسد . ابراهيم بعد از دوازده روز به نيشابور رسيده پيغام اميران را به اهالى آن ديار رسانيده و اهل نيشابور فرستادهء ابراهيم را در منزلى نيكو فرود آورده و همه به اتّفاق يكديگر پيش قاضى صاعد ، كه در آن وقت مقتداى آن ولايت بود ، آمدند . ابو سهل حمدونى و سورى كه در آن ولا از عراق آمده بودند چون اين خبر شنيدند از ترس گريختند . مردم نيشابور قاضى صاعد را گفتند كه : مقتداى اين شهر تويى . جواب اين مرد را بگو . قاضى صاعد گفت : اگر شما را طاقت جنگ ايشان هست شهر را نگاهداريد ، و الّا غير از اطاعت چاره نيست . و سلطان مسعود ، كه صاحب اين ولايت است ، اگر خواهان اين شهر خواهد بود فكرى در بابت ولايت شما خواهد كرد ، و الّا مقاومت نمودن شما را با جماعتى كه مثل سباشى از مقاومت ايشان عاجز آمده كمال احمقى است . مع هذا ، مگر به شما نرسيده وقتى كه سلطان محمود ، پدر مسعود ، به جانب هندوستان رفته بود و على تگين به ولايت او درآمده بلخ را محاصره نمود و مردم بلخ در مقام ممانعت درآمدند و او جبرا و قهرا آن را گرفته اكثر آن شهر را بسوخت ؛ چنانچه بازارهايى كه سلطان محمود ساخته بود همه نابود گشت . و چون
--> ( 1 ) . معشار : يك دهم چيزى . - و . ( 2 ) . بنا به روايت عماد الدّين ، تاريخنگار سلجوقيان ، طغرل به امر و نهى و بخشش و گرفتن و ابرام رسوم نيك و نابود كردن بدعتها پرداخت و از رسوم گذشته آنچه شايسته بود بر جا نهاد و هرچه ناپسند بود منسوخ ساخت . در دو روز يكشنبه و چهارشنبه براى رسيدگى به دعاوى و احقاق حقّ مىنشست ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 30 .